تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٩
ارتباطشان محكمتر و كاملتر باشد «آل» محسوب مىشوند، و شك نيست كه فاطمه و على و حسن و حسين، محكمترين پيوند را با رسول خدا صلى الله عليه و آله داشتند، و اين از مسلّمات و مستفاد از احاديث متواتر است، بنابراين لازم است كه آنها را «آل پيامبر» صلى الله عليه و آله بدانيم.
سپس مىافزايد: گروهى در مفهوم «آل» اختلاف كردهاند، بعضى آنها را خويشاوندان نزديك پيامبر صلى الله عليه و آله مىدانند، و بعضى گفتهاند: آنها امت پيامبرند، اگر اين واژه را بر معنى اول، حمل كنيم آل پيامبر صلى الله عليه و آله تنها آنها هستند، و اگر به معنى امت كه دعوت او را پذيرفتند بدانيم، باز هم خويشاوندان نزديك رسول خدا صلى الله عليه و آله آل او محسوب مىشوند، بنابراين به هر تقدير، آنها آل هستند و اما غير آنها در لفظ «آل» داخلند يا نه؟ محل اختلاف است.
سپس «فخر رازى» از «صاحب كشاف» چنين نقل مىكند: «وقتى اين آيه نازل شد، عرض كردند: «اى رسول خدا! خويشاوندان تو كيانند، كه مودّتشان بر ما واجب است»؟ فرمود: «على و فاطمه و دو فرزندشان».
بنابراين ثابت مىشود، كه اين چهار تن، ذى القرباى پيغمبرند، و هنگامى كه اين معنى ثابت شد، واجب است از احترام فوقالعادهاى برخوردار باشند.
«فخر رازى» مىافزايد: دلائل مختلفى بر اين مسأله دلالت مىكند:
١- جمله «إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى» كه طرز استدلال به آن بيان شد.
٢- شك نيست كه پيامبر صلى الله عليه و آله فاطمه عليها السلام را دوست مىداشت و درباره او فرمود: فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُؤْذِيْنِي ما يُؤْذِيْها: «فاطمه پاره تن من است آنچه او را آزار دهد مرا آزار داده است»! و با احاديث متواتر از رسول خدا صلى الله عليه و آله ثابت شده كه او، على و حسن و حسين را دوست مىداشت، و هنگامى كه اين معنى ثابت شود محبت آنها بر تمام امت، واجب است چون خداوند فرموده: وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ