تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٨
چنان مشمول الطاف او هستند كه «هر چه بخواهند نزد پروردگارشان براى آنها فراهم است» «لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ».
و به اين ترتيب، هيچ موازنهاى بين «عمل» و «پاداش آنها» وجود ندارد، بلكه پاداششان از هر نظر نامحدود است؛ چرا كه جمله «لَهُمْ ما يَشاؤُن» گوياى همين حقيقت است.
و از آن جالبتر، تعبير «عِنْدَ رَبِّهِم» (نزد پروردگارشان) مىباشد، كه بيانگر لطف بىحساب خداوند، درباره آنها است، چه موهبتى از اين بالاتر كه به مقام قرب خدا، راه يابند؟ همان گونه كه درباره «شهداء» مىگويد: «بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» درباره مؤمنان صالحالعمل، نيز مىفرمايد: «لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ».
بىجهت نيست، كه در پايان آيه مىگويد: «اين است فضل بزرگ» «ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ».
بارها گفتهايم، شرح نعمتهاى بهشتى در بيان نمىگنجد، براى ما زندانيان جهان ماده قابل تصور نيست كه بدانيم در جمله: «لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ»، چه مفاهيمى گنجانيده شده؟ مؤمنان چه چيزها مىخواهند؟ و در جوار قرب خداوند چه الطافى يافت مىشود؟
اصولًا هنگامى كه خداوند بزرگ، چيزى را به عنوان «فضل كبير» توصيف كند، پيداست به قدرى عظمت دارد كه، هر چه فكر كنيم از آن بالاتر است.
و به تعبير ديگر، اين بندگان خالص، كارشان به جائى مىرسد، كه هر چه اراده كنند، فراهم مىشود، يعنى پرتوى از قدرت بىپايان پروردگار كه: «إِنَّما أَمْرُهُ