تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٦
«ساعت» (قيام رستاخيز) نزديك باشد»؟! «وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ».
همان قيامتى كه وقتى بر پا شود، همگان در دادگاه عدلش حضور مىيابند، و در برابر ميزان سنجشى كه حتى به اندازه سنگينى يك دانه خردل، و كوچكتر از آن را دقيقاً مىسنجد قرار مىگيرند.
***
سپس، به موضعگيرى كفار و مؤمنان در برابر آن، پرداخته مىگويد: «آنها كه به قيامت ايمان ندارند، درباره آن شتاب مىكنند، و مىگويند اين قيامت كى خواهد آمد»؟! «يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لايُؤْمِنُونَ بِها».
آنها هرگز، به خاطر عشق به قيامت و رسيدن به لقاى محبوب، اين سخن را نمىگويند، بلكه از روى استهزاء و مسخره و انكار، چنين تقاضائى دارند، و اگر مىدانستند قيامت بر سر آنها چه مىآورد، هرگز چنين تقاضائى نداشتند.
«ولى آنها كه ايمان آوردهاند پيوسته با خوف و هراس مراقب آن هستند، و مىدانند آن حق است و خواهد آمد» «وَ الَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَ يَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ». «١»
البته لحظه قيام قيامت، بر همه پوشيده است، حتى بر پيامبران مرسل و فرشتگان مقرب خدا، تا هم وسيله تربيت مداوم باشد براى مؤمنان، و هم آزمون و اتمام حجتى براى منكران، ولى اصل وقوع آن جاى ترديد نيست.
و از اينجا روشن مىشود، كه ايمان به قيامت و دادگاه بزرگ عدل الهى، مخصوصاً با توجه به اين معنى كه هر لحظه احتمال وقوع آن مىرود، چه تأثير