تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٣
ضمن احترام به محتواى كتب آسمانى، عدالت را در ميان همه مردم اجرا كند، و هر گونه خصومت و محاجه با آنها را ترك كند، در آيات مورد بحث، براى تكميل اين سخن، و اين كه حقانيت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نياز به دليل ندارد، مىفرمايد: «آنها كه درباره خداوند يكتا به محاجه برمىخيزند بعد از آن كه دعوت او از سوى مردم پذيرفته شد، دليل آنها نزد پروردگارشان، باطل و بىاساس است» «وَ الَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِى اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ داحِضَةٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ».
«و خشم و غضب پروردگار بر آنها است» (چون از روى علم و عمد به مخالفت خود ادامه مىدهند) «وَ عَلَيْهِمْ غَضَبٌ».
«و عذاب شديد الهى نيز در قيامت از آن آنها است» «وَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ» چرا كه لجاجت و عناد، ثمرهاى جز اين ندارد.
در اين كه منظور از جمله «مِنْ بَعْدِ مَا اسْتُجِيبَ لَهُ» (بعد از آن كه دعوت او اجابت شد) چيست؟ مفسران تفسيرهاى مختلفى ذكر كردهاند:
گاه، گفتهاند: منظور، اجابت تودههاى مردم پاك دل و بىغرض مىباشد كه با الهام از فطرت الهى و مشاهده محتواى وحى و معجزات گوناگونِ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله سر تسليم در برابر او فرود آوردند.
و گاه، اجابت دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله را در حق مخالفان در روز جنگ «بدر»، كه منجر به نابودى بخش عظيمى از لشكر آنان و درهم شكستن شوكتشان شد، ذكر كردهاند.
و گاه، آن را اشاره به پذيرش خود آنها، يعنى اهل كتاب دانستهاند، كه قبل از ظهور پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، در انتظارش بودند و نشانههاى او را براى مردم از كتابهاى خود، مىخواندند و اظهار علاقه و ايمان نسبت به او مىنمودند، اما پس از ظهور اسلام، چون منافع نامشروعشان به خطر افتاد، راه انكار پيش