تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٩
برهان» «فَلِذلِكَ فَادْعُ». «١»
سپس، دستور به استقامت در اين راه داده، مىگويد: «آن گونه كه مأمور شدهاى، ايستادگى كن» «وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ».
جمله «كَما أُمِرْتَ» (آنچنان كه مأمور شدهاى) ممكن است اشاره به مرحله عالى استقامت، و يا اشاره به اين كه «استقامت» هم از نظر كميت و كيفيت و مدت و خصوصيات ديگر، همه بايد منطبق بر دستور و برنامه الهى باشد.
و از آنجا كه اهواء و هوسهاى مردم در اين مسير، از موانع بزرگ راه است، در سومين دستور مىافزايد: «و از هوا و هوسهاى آنها پيروى مكن» «وَ لاتَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ».
چرا كه هر گروهى تو را به تمايلات و منافع شخصى خود، دعوت مىكنند، همان دعوتى كه سرانجامش، تفرقه و پراكندگى و نفاق است، پا بر سر اين هواها بگذار، و همه را گرد آئين واحد پروردگار، جمع كن.
و چون هر دعوتى نقطه شروعى دارد، نقطه شروع آن را خود پيامبر صلى الله عليه و آله قرار مىدهد، و در چهارمين دستور مىفرمايد: «بگو من ايمان آوردهام به هر كتابى كه از سوى خدا نازل شده است» «وَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتابٍ».
من در ميان كتب آسمانى فرق نمىنهم، همه را به رسميت مىشناسم، و همه را دعوتكننده به توحيد و معارف پاك دينى و تقوى و پاكى و حق و عدالت، و آئين من در حقيقت جامع همه آنها و مكمل آنها است.