تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨
بسيار مؤثرتر خواهد بود، و به تعبير ديگر، طرف فكر كند، اين انديشه از درون وجود خودش جوشيده، و فرزند روح او است تا به آن علاقهمند شود!.
سرّ اين كه، قرآن مجيد، بسيارى از حقايق مهم را از توحيد و نفى شرك گرفته، تا مسائل ديگر در لباس استفهام در مىآورد و مثلًا بعد از ذكر دلائل توحيد مىگويد: أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ: «آيا معبودى با خدا همراه است»؟ شايد همين امر باشد.
٢- از هر چيزى كه حس لجاجت طرف مقابل را برمىانگيزد، بايد خوددارى نمود، قرآن مجيد، مىگويد: وَ لاتَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ: «معبودهائى را كه غير از خدا مىخوانند ناسزا و دشنام نگوئيد» مبادا آنها روى دنده لجاجت بيفتند، و به خداوند بزرگ اهانت كنند.
٣- در بحثها بايد در مقابل هر كس، و هر گروه، نهايت انصاف را رعايت كرد تا طرف حس كند، گوينده به راستى در صدد روشن كردن واقعيات است، فى المثل هنگامى كه قرآن، سخن از زيانهاى شراب و قمار مىگويد، منافع جزئى مادى و اقتصادى آن را كه براى گروهى حاصل مىشود، ناديده نمىگيرد، مىفرمايد: قُلْ فِيْهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلْنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما: «بگو در شراب و قمار گناه عظيمى است و منافع جزئى براى مردم، اما گناه آنها از سودشان بيشتر است».
اين طرز سخن، مسلماً در شنونده تاثير عميقترى مىبخشد.
٤- بايد در برابر بديها و كينهتوزيها، مقابله به مثل نكند، بلكه طريق محبت و رأفت و گذشت را، پيش گيرد، كه اين «مقابله به ضد» در اينگونه موارد تأثير فوقالعادهاى در نرم كردن قلب دشمنان لجوج دارد، چنان كه قرآن مجيد مىگويد: إِدْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَيْنَكَ وَ بَيْنَه عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِىٌّ حَمِيمٌ: