تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٥
بشر است؟.
قرآن در پاسخ همه اين سؤالات، مىگويد: خدائى كه به همه چيز احاطه دارد، تمام اين مسائل براى او روشن است، و دليل بر احاطه علمى او بر همه چيز، تدبير او نسبت به همه اشياء است، چگونه ممكن است مدبّر عالم، از وضع جهان بىخبر باشد؟!
بعضى از مفسران، اين آيه را نيز مربوط به مسأله توحيد، دانستهاند، نه معاد، و گفتهاند: منظور اين است كه: اين استدلالها در زمينه توحيد پروردگار، اين گروه كافرِ لجوج را سودى نمىبخشد، چرا كه آنها روشنترين دليل توحيد يعنى حضور خداوند را در همه جا و شهود او را بر همه چيز، منكرند، با اين حال چگونه مىتوانند از دلائل توحيد، بهره گيرند؟!. «١»
ولى با توجه به اين كه تعبير «لِقاءُ اللَّهِ» در قرآن مجيد، معمولًا كنايه از قيامت مىباشد، اين تفسير بعيد به نظر مىرسد.
***
نكتهها:
١- برهان «نظم» و برهان «صدّيقين»
مىدانيم فلاسفه از ميان دلائل توحيد، به دو دليل اهميت زيادى مىدهند:
نخست برهان «نظم» سپس برهان «صدّيقين».
«برهان نظم» چنان كه از نامش پيداست، انسان را از نظام عالم هستى و اسرار و دقايق آن، به مبدأ علم و قدرتى كه آن را ايجاد و تدبير نموده، رهنمون مىگردد، و قرآن مجيد پر است از استدلال به اين دليل روشن، و در همه جا