تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥
هنگام پشت كردن نعمتها «مأيوس» و «نوميد» و «پر جزع».
ولى در مقابل، مردان حق و پيروان راستين مكتب انبياء، آنچنان پرظرفيت و پرمايهاند كه نه روى آوردن نعمتها آنها را دگرگون مىسازد، و نه ادبار دنيا ضعيف و ناتوان و مأيوس، آنها به مصداق «رِجالٌ لاتُلْهِيْهِمْ تِجارَةٌ وَ لابَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ»، سودمندترين تجارتها، و پرفايدهترين درآمدها، آنها را از ياد خدا غافل نمىسازد، آنها فلسفه تلخىها و شيرينىهاى زندگى را به خوبى مىدانند، آنها مىدانند كه گاه تلخىها زنگ بيدارباش است، و شيرينىها آزمايش و امتحان الهى.
گاه تلخىها، مجازات غفلتها است، و نعمتها، براى برانگيختن حسّ شكرگزارى بندگان.
قابل توجه اين كه: در آيات فوق تعبير به «أَذَقْنا» و «مَسَّهُ» شده، كه مفهومش اين است با مختصر رو آوردن دنيا، يا زوال نعمتها وضع اين افراد كم مايه دگرگون مىشود، و راه غرور، يا نوميدى و يأس را پيش مىگيرند، آنها چنان كوتاه فكر و ضعيفاند كه طبق ضرب المثل معروف: «با غورهاى ترش مىشوند و با مويزى شيرين».
آرى، يكى از مهمترين آثار ايمان به خدا، همان وسعت روح، و بلندى افق فكر، و شرح صدر، و آمادگى مقابله با مشكلات و مصائب و مبارزه با هيجانات نامطلوب نعمتها است.
اميرمؤمنان على عليه السلام ضمن دعاهائى كه در آن، سرمشق به ياران خود مىدهد عرض مىكند: نَسْئَلُ اللَّهَ سُبْحانَهُ أَنْ يَجْعَلَنا وَ إِيَّاكُمْ مِمَّنْ لاتُبْطِرُهُ نِعْمَةٌ، وَ لاتُقَصِّرُ بِهِ عَنْ طاعَةِ رَبِّهِ غايَةٌ، وَ لاتَحُلُّ بِهِ بَعْدَ الْمَوْتِ نَدامَةٌ وَ كَئابَةٌ: «از خدا مىخواهيم: ما و شما را از كسانى قرار دهد كه هيچ نعمتى آنها را مست و مغرور