تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٤
جزع و فزع، به هنگام مصيبت است.
مىفرمايد: «هر گاه به انسان نعمتى دهيم روى مىگرداند، و با تكبر از حق دور مىشود» «وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ».
«اما هر گاه مختصر ناراحتى به او برسد، تقاضاى فراوان و زيادى براى برطرف شدن آن دارد و دعاى مستمر مىكند» «وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ».
«نا» از ماده «نأى» (بر وزن رأى) به معنى دور شدن، مىباشد و هنگامى كه «جانب» (پهلو) پشت سر آن قرار گيرد، كنايه از تكبر و غرور است، چون آدمهاى متكبر صورت خود را بر مىگردانند و با بىاعتنائى دور مىشوند.
«عَرِيْض» به معنى پهن، در مقابل طويل است، و عرب اين دو تعبير را در مورد كثرت و زيادى به كار مىبرد.
شبيه همين معنى در سوره «يونس» آمده است: وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعدًا أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنَ لَمْيَدعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِيْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ: «هنگامى كه به انسان، مختصر زيانى برسد ما را در همه حال مىخواند، در حالى كه به پهلو خوابيده، يا نشسته، يا ايستاده است، اما هنگامى كه ناراحتى او را بر طرف سازيم، چنان مىرود كه گوئى هرگز ما را براى حل مشكلى نخوانده! اينگونه براى اسرافكاران اعمالشان زينت داده شده است»!. «١»
آرى، چنين است انسان فاقد ايمان و تقوا، كه دائماً به اين حالات گرفتار است، به هنگام روى آوردن نعمتها «حريص» و «مغرور» و «فراموشكار» و به