تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٠
٥٢- بگو: «به من خبر دهيد اگر اين قرآن از سوى خداوند باشد و شما به آن كافر شويد، چه كسى گمراهتر خواهد بود از كسى كه در مخالفت شديدى قرار دارد»؟!
تفسير:
اين انسانهاى كم ظرفيت
به تناسب بحثى كه در آيات گذشته، درباره مشركان و سرنوشت آنها بيان شده بود، در آيات مورد بحث، ترسيمى از حال اين انسانهاى ضعيف و بىايمان شده، ترسيمى گويا و روشنگر، و تجسمى زنده و آشكار از اين افراد كوتاه فكر و كمظرفيت.
نخست مىفرمايد: «انسان هرگز از تقاضاى نيكىها، اموال و ثروتها و مواهب زندگى، خسته و ملول نمىشود» «لايَسْأَمُ الْإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ».
هرگز تنور حرص او از گرمى نمىافتد، هر چه بيشتر پيدا مىكند، باز بيشتر مىخواهد، و هر چه به او بدهند، باز سير نمىشود.
«اما اگر دنيا به او پشت كند، نعمتهاى او زائل گردد، و شرّ و بدى و تنگدستى و فقر دامن او را بگيرد، به كلى مأيوس و نوميد مىشود» «وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ».
منظور از «انسان» در اينجا «انسان تربيت نايافته» اى است كه قلبش به نور معرفت الهى و ايمان پروردگار، و احساس مسئوليت در روز جزا روشن نشده، انسانهائى كه بر اثر جهانبينىهاى غلط در محدوده عالم ماده گرفتارند، و روح بلندى كه ماوراى آن را ببيند، و ارزشهاى والاى انسانى را بنگرد، ندارند.
آرى، آنها به هنگام اقبال دنيا، مسرور و مغرورند، و به هنگام ادبار دنيا مغموم و مأيوسند، نه پناهگاهى دارند كه به آنها پناه دهد، و نه چراغ فروزانى كه