تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٣
سپس از اين مسأله روشن توحيدى، يعنى مسأله «حيات» كه هنوز اسرارش براى بزرگترين دانشمندان، كشف نشده، با يك انتقال سريع و جالب، به مسأله معاد پرداخته، مىگويد: «آن كس كه اين زمين مرده را زنده كرد، هم او مردگان را نيز در قيامت زنده مىكند»! «إِنَّ الَّذِي أَحْياها لَمُحْىِ الْمَوْتى».
آرى، «او بر همه چيز توانا است» «إِنَّهُ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ».
دلائل قدرتش، در همه جا نمايان است و همه سال، نشانههاى آن را با چشم خود مىبينيد، با اين حال، چگونه در مسأله معاد ترديد مىكنيد؟
و آن را جزء محالات مىشمريد؟ زهى نادانى و غفلت و بىخبرى!
«خاشِعَةً»، از ماده «خشوع» در اصل به معنى تضرع و تواضعِ توأم با ادب است، و به كار بردنِ اين تعبير، در مورد زمين خشكيده، در حقيقت يك نوع كنايه است.
آرى، زمين به هنگامى كه خشكيده و فاقد آب مىشود، از هر گونه گل و گياه خالى مىگردد، و به صورت انسان افتاده و يا مرده بىجانى در مىآيد، اما نزول باران، حيات جديدى به آن مىبخشد آن را به حركت و نمو و رشد وا مىدارد.
جمله «رَبَتْ» از ماده «رُبُوّ» (بر وزن غلو) به معنى افزايش و نمو است و «ربا» نيز از همين ماده است، چرا كه «رباخوار» طلب خود را با افزايشى مىگيرد.
«إِهْتَزَّتْ» از ماده «هَزّ» (بر وزن حظ)، به معنى تحريك شديد است، درباره طرق اثبات معاد جسمانى، و چگونگى استدلال، از جهان گياهان بر اين مسأله، در پايان سوره «يس» (اواخر جلد هيجدهم) بحث مشروحترى داشتهايم.
***