تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٠
بى آن كه مسبب الاسباب را ببينند.
لذا قرآن، بعد از اين بيان، بلافاصله مىگويد: «براى خورشيد و ماه سجده نكنيد، براى خدائى كه آفريننده آنها است سجده كنيد، اگر مىخواهيد او را عبادت نمائيد» «لاتَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لالِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ». «١»
شما چرا به سراغ سرچشمه اين بركات نمىرويد؟ چرا سر بر آستان او نمىسائيد؟ چرا موجوداتى را مىپرستيد، كه خود اسير قوانين آفرينشاند، و داراى طلوع و غروبند و دستخوش انواع تغييرات.
بايد به سراغ كسى رفت، كه حاكم و خالق اين قوانين است، هرگز غروب و افولى ندارد و دست تغيير و دگرگونى به دامان كبريائىاش دراز نمىشود.
به اين ترتيب يكى از شعبههاى گسترده شرك و بتپرستى را، كه به صورت پرستش موجودات مختلف طبيعت،- كه داراى فوائدى هستند- نفى مىكند، و به همه آنها پيام مىدهد، به سراغ خالق اين موجودات برويد و در معلول متوقف نشويد، به دنبال علة العلل بگرديد.
در حقيقت در اين آيه، از نظام واحدى كه بر خورشيد و ماه و شب و روز حاكم است، استدلال بر وجود خداوند يكتا، شده و از خالقيت و حاكميت او،