تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٩
«دعوت الى اللَّه» در برابر مشركان، كه دعوت به سوى بت مىكردند.
نخست، از مسأله «توحيد» شروع كرده، از طريق آيات آفاقى مردم را به سوى خدا دعوت مىنمايد، مىفرمايد: «از آيات و نشانههاى پروردگار، شب و روز و خورشيد و ماه است» «١» «وَ مِنْ آياتِهِ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ».
شب، مايه آرامش، و روشنائى روز وسيله جنبش و حركت است، و اين دو توأماً چرخهاى زندگى انسانها را به گردش منظم و متناوبى در مىآورند كه اگر هر كدام، جاويدان و يا حتى طولانى بود، زندگى تمام موجودات زنده دستخوش فنا مىشد، لذا كره ماه كه شبهايش، معادل ١٥ شبانه روز زمين، و روزهايش به همين اندازه است، به هيچ وجه قابل سكونت نيست، چرا كه در شبهاى سرد و تاريكش همه چيز منجمد مىشود، و در روزهاى سوزانش همه چيز آتش مىگيرد، به همين دليل، زندگى كردن موجودات زندهاى همچون انسان، در آنجا غير ممكن است.
اما خورشيد، منبع همه بركات مادى در منظومه ما است، نور و گرما و حركت و جنبش و نزول بارانها، و روئيدن گياهان، و رسيدن ميوهها، حتى رنگهاى زيباى گلها، همه از پرتو وجود او است.
ماه، نيز روشنى بخش شبهاى تار، و چراغ پر فروغ و زيباى رهروان بيابانها و گمشدگان صحراها است، و با جزر و مد خود، نيز بركات فراوانى مىآفريند.
ولى به خاطر همين بركات، گروهى در مقابل اين دو كوكب پر فروغ آسمان، سجده مىكردند و آنها را پرستش مىنمودند، آنها در عالم اسباب، متوقف مانده،