تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٠
التَّقِيَّةُ وَ السَّيِّئَةُ الاذاعَةُ: «حسنه، تقيه است، و سيئه، افشاگرى است، البته اين حديث، ناظر به مقامى است كه افشا كردن عقيده، موجب اتلاف نيروها و از بين رفتن نقشهها و هدفها شود. «١»
سپس براى تكميل اين سخن مىافزايد: «با روشى كه بهتر است بدىها را پاسخ گوى و دفع كن» «إِدْفَعْ بِالَّتِي هِىَ أَحْسَنُ».
به وسيله حق، باطل را دفع كن، و با حلم و مدارا، جهل و خشونت را، و با عفو و گذشت به مقابله با خشونتها برخيز، هرگز بدى را با بدى، و زشتى را با زشتى پاسخ مگوى، كه اين روش انتقامجويان است و موجب لجاجت و سرسختى منحرفان مىگردد.
در پايان آيه، به فلسفه عميق اين برنامه در يك جمله كوتاه اشاره كرده، مىفرمايد: «نتيجه اين كار، آن خواهد شد كه دشمنان سرسخت، همچون دوستان گرم و صميمى شوند» «فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِىٌّ حَمِيمٌ».
آنچه را قرآن، در اين آيه، بيان كرده، و در آيه ٩٦ سوره «مؤمنون» نيز به شكل ديگرى آمده «إِدْفَعْ بِالَّتِي هِىَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ» از مهمترين و ظريفترين و پربارترين روشهاى تبليغ، مخصوصاً در برابر دشمنان نادان و لجوج، است، و آخرين تحقيقات روانشناسان، نيز به آن منتهى شده است.
زيرا هر كس، بدى كند، انتظار مقابله به مثل، را دارد، مخصوصاً افراد بد، چون خودشان از اين قماشند، و گاه يك بدى را چند برابر پاسخ مىگويند، هنگامى كه ببينند طرف مقابل، نه تنها بدى را به بدى پاسخ نمىدهد، بلكه با خوبى و نيكى، به مقابله برمىخيزد، اينجا است كه طوفانى در وجودشان بر پا مىشود، وجدانشان تحت فشار شديدى قرار مىگيرد، و بيدار مىگردد، انقلابى در درون جانشان صورت مىگيرد، شرمنده مىشوند، احساس حقارت مىكنند،