تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٨
كردهاند، ولى پيدا است آيه، مفهوم وسيع و گستردهاى دارد كه تمام مناديان توحيد را كه واجد اين صفاتند، فرا مىگيرد، هر چند برترين مصداقش، شخص پيامبر صلى الله عليه و آله است (مخصوصاً با توجه به زمان نزول آيه) و در درجه بعد ائمه معصومين عليهم السلام و بعد از آنها تمام علماء و دانشمندان و مجاهدان راه حق و آمرين به معروف و ناهين از منكر و مبلغان اسلام از هر قشر و گروه، هستند، و اين آيه بشارتى است بزرگ و افتخارى است بىنظير، براى همه آنها كه مىتوانند به آن دلگرم باشند.
و اگر گفتهاند: در اين آيه مدح «بلال حبشى» مؤذن مخصوص پيامبر صلى الله عليه و آله است، نيز به خاطر همين است كه او در دورانى تاريك و وحشتناك، نغمه توحيد را سر داد، و جان خود را در برابر آن سپر ساخت، و با ايمان راسخ و استقامت كم نظير و اعمال صالح و تداوم خط صحيح اسلام، اين اوصاف را تكميل نمود!
جمله «وَ قالَ انَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِيْنَ» را دو گونه تفسير كردهاند: نخست اين كه «قالَ» در اينجا از ماده «قول» به معنى «اعتقاد» است، يعنى: اعتقاد راسخ به اسلام دارد.
ديگر اين كه «قول» در اينجا به همان معنى «سخن گفتن» است، يعنى از روى افتخار و مباهات به آئين پاك خداوند، صدا مىزند من از مسلمين هستم!
معنى اول مناسبتر است هر چند جمع هر دو، در مفهوم آيه امكان دارد.
***
بعد از بيان دعوت به سوى خداوند، و اوصاف داعيان الى اللَّه، روش دعوت را شرح داده، مىگويد: «نيكى و بدى يكسان نيست» «وَ لاتَسْتَوِى الْحَسَنَةُ وَ