تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩
و در راهى كه فرمان داده، و در طريق پرستش شايسته او، استقامت به خرج دهيد، از دايره فرمانش خارج نشويد، در آئين او بدعت مگذاريد و هرگز با آن مخالفت نكنيد». «١»
در حديث ديگرى از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه، اين آيه را تلاوت فرمود، سپس افزود: قَدْ قالَها ناسٌ، ثُمَّ كَفَرَ أَكْثَرُهُمْ، فَمَنْ قالَها حَتّى يَمُوتُ فَهُوَ مِمَّنِ اسْتَقامَ عَلَيْها: «گروهى اين سخن را گفتند، سپس اكثر آنها كافر شدند، اما كسى كه اين سخن را بگويد و همچنان به آن تداوم دهد تا مرگش فرا رسد، او از كسانى است كه بر آن استقامت كرده». «٢»
و اگر مىبينيم در حديثى كه از امام على بن موسى الرضا عليه السلام نقل شده در پاسخ سؤال از تفسير «استقامت»، فرمود: هِىَ وَ اللَّهِ ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ: «استقامت همان روش ولايتى است كه شما داريد» «٣» به معنى اين نيست كه مفهوم آيه در مسأله ولايت خلاصه شود، بلكه چون پذيرش رهبرى ائمه اهل بيت عليهم السلام، ضامن بقاء خط توحيد و روش اصيل اسلام و ادامه عمل صالح است، «استقامت» را به اين معنى تفسير فرموده است.
كوتاه سخن اين كه: ارزش انسان كه در ايمان و عمل صالح خلاصه مىشود كه اين آيه، در جمله «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا» منعكس شده، و لذا در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله آمده كه: شخصى خدمتش عرض كرد: أَخْبِرْنِي بِأَمْرٍ أَعْتَصِمُ بِهِ: «دستورى به من ده، كه به آن چنگ زنم و در دنيا و آخرت اهل نجات شوم».