تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢
مىكند: زيرا «صاعقه» چنان كه قبلًا هم اشاره كرديم، هم داراى صداى وحشتناكى است كه از آن مىتوان به «صيحه» آسمانى تعبير كرد، و نيز آتش سوزانى همراه دارد، و هم بر نقطهاى كه فرود مىآيد، توليد لرزه شديد مىكند، و هم يك وسيله ويرانگر است.
در حقيقت، بلاغت قرآن ايجاب مىكند كه، ابعاد مختلف يك عذاب را با تعبيرات گوناگون، در آيات مختلف، بيان كند، تا در نفوس انسانها تأثير عميقترى بخشد، در واقع آنها با عوامل مختلف مرگآور در يك حادثه، روبرو شدند كه هر كدام به تنهائى براى نابوديشان كافى بود، «صيحهاى مرگبار»، «زمين لرزهاى كشنده»، «آتشى سوزان» و بالاخره «صاعقهاى وحشتناك».
***
ولى از آنجا كه گروهى هر چند اندك، به «صالح» عليه السلام ايمان آورده بودند و ممكن است كسانى سؤال كنند: پس سرنوشت آنها در ميان موج وحشتناك «صاعقه» چه شد؟ آيا آنها نيز به آتش ديگران سوختند؟ قرآن در آيه بعد مىافزايد: «كسانى را كه ايمان آوردند و تقوى پيشه داشتند، نجات بخشيديم» «وَ نَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ».
اين گروه را ايمان و تقوايشان نجات داد، و آن گروه طاغى را كفر و اعمال سوئشان گرفتار عذاب الهى ساخت، و هر كدام مىتوانند الگوئى براى گروهى از اين امت باشند.
بعضى از مفسران گفتهاند: از ميان آن همه جمعيت، تنها يكصد و ده نفر! به «صالح» عليه السلام ايمان آوردند، و خداوند آن گروه اندك را حفظ كرد و به موقع نجات داد.
***