تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٢
«صاعقه» به گفته «راغب» در «مفردات» صداى مهيبى است كه در جو ايجاد مىشود، و آتش يا مرگ، يا عذاب همراه دارد (و به همين جهت است كه گاهى صاعقه را به مرگ، و گاه به آتش اطلاق مىكنند).
«صاعقه» طبق تحقيقات دانشمندان امروز، جرقه عظيم الكتريسته است كه در ميان قطعه ابرى كه بار مثبت دارد، با زمين كه بار منفى دارد، ايجاد مىشود و معمولًا به نوك كوهها، درختان و هر شىء مرتفع، و در بيابانهاى مسطح به انسانها و چارپايان مىخورد، حرارت آن به قدرى زياد است كه هر چيزى در مسير آن قرار گيرد، تبديل به خاكستر مىشود، و صداى مهيب و زمين لرزه شديدى را در همان نقطه به همراه دارد، و مىدانيم، خداوند گروهى از اقوام سركش پيشين را به وسيله آن مجازات كرد و عجيب اين كه باتمام پيشرفتهاى علمى كه نصيب بشر شده هيچ وسيلهاى براى دفع آن وجود ندارد وانسان از مبارزه با آن عاجز است. اما چرا از ميان همه اقوام در اين جا، انگشت روى قوم عاد و ثمود گذاشته شده است؟.
اين به خاطر آن است كه، عرب از وضع آنها اطلاع داشته، و آثار ويرانههاى شهرهاى آنها را با چشم خود ديده بودند، به علاوه به حكم آن كه يك قوم بيابان گرد بودند، از خطرات صاعقه به خوبى آگاهى داشتند.
***
سپس مىافزايد: «به خاطر بياوريد هنگامى را كه پيامبران الهى از هر سو، از پيش رو، و پشت سر، به سراغشان آمدند و آنها را به پرستش خداى يگانه دعوت كردند» «إِذْ جاءَتْهُمُ الرُّسُلُ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ».
تعبير «مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ» ممكن است اشاره به همان باشد كه در بالا گفتيم، يعنى پيامبران الهى از تمام وسائل هدايت و تبليغ استفاده كردند، و از