تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٦
نظر مىرسد. «١»
٢- «اسْتَوى» از ماده «استواء» در اصل، به معنى «اعتدال يا مساوات» دو چيز با يكديگر است، ولى به طورى كه بعضى از ارباب لغت و مفسران گفتهاند، اين ماده هنگامى كه با «عَلى» متعدى شود، به معنى «استيلاء و سلطه بر چيزى» است، مانند الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى: «خداوند بر عرش استيلا دارد». «٢»
و هنگامى كه با «إِلى» متعدى شود، به معنى «قصد» مىآيد، مانند آيه مورد بحث كه مىفرمايد: ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ: «سپس اراده آفرينش آسمان كرد».
٣- جمله «هِىَ دُخان» (آسمانها در آغاز به صورت دود بود)، نشان مىدهد كه آغاز آفرينش آسمانها از توده گازهاى گسترده و عظيمى بوده است، و اين با آخرين تحقيقات علمى در مورد آغاز آفرينش كاملًا هماهنگ است.
هم اكنون نيز بسيارى از ستارگان آسمان، به صورت توده فشردهاى از گازها و دخان هستند.
٤- جمله فَقالَ لَها وَ لِلأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً: «خداوند به آسمان و زمين فرمود: به شكل خود در آييد، از روى اطاعت يا اكراه» به اين معنى نيست كه واقعاً سخنى با لفظ گفته شده باشد، بلكه، گفته خداوند همان فرمان تكوينى، و اراده او بر امر آفرينش است، و تعبير به «طَوْعاً أَوْ كَرْهاً» اشاره به اين است كه، اراده قطعى خداوند، به شكل گرفتن آسمانها و زمين تعلق يافته بود، و در هر صورت مىبايست آن مواد، به چنين صورت مطلوبى در آيند بخواهند، يا نخواهند.
٥- جمله «أَتَيْنا طائِعِيْنَ» (ما از روى اطاعت شكل نهائى به خود گرفتيم)