تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٣
إِلَىَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ».
نه مدعىام فرشته بودهام، نه خداوند و نه فرزند خدا هستم، بلكه انسانى همچون شما هستم با اين تفاوت كه پيوسته فرمان توحيد به من وحى مىشود، من هرگز نمىخواهم شما را مجبور به پذيرش اين آئين كنم، تا آنگونه كه گفتيد، سرسختانه در برابر من بايستيد و مقاومت يا تهديد كنيد، راهى است روشن پيش پاى شما مىگذارم، و بيش از اين وظيفهاى ندارم، تصميمگيرى نهائى با خود شما است.
سپس ادامه مىدهد «اكنون كه چنين است، تمام توجه خويش را به اين معبود يكتا كنيد، و از شرك و گناه توبه و استغفار نمائيد» «فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ». «١»
سپس به عنوان هشدار و اعلام خطر مىافزايد: «واى بر مشركان» «وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ».
***
آيه بعد، به معرفى مشركان پرداخته، و جملهاى را در اين زمينه بازگو مىكند كه منحصر به اين آيه است مىفرمايد: «همان كسانى كه زكات را اداء نمىكنند و نسبت به آخرت كافرند» «الَّذِينَ لايُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ».
در حقيقت معرفت آنها دو چيز است: ترك زكات، و انكار معاد.
اين آيه در ميان مفسران گفتگوهاى زيادى برانگيخته است، و در تفسير آن احتمالات فراوانى دادهاند، علت اصلى آن اين است كه، زكات يكى از فروع اسلام است، چگونه ترك آن دليل بر كفر و شرك مىشود؟