تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣
و رحمت و غضب را بيان مىدارد، و «عزيز» و «عليم» پايهاى است براى نزول اين كتاب آسمانى، و «غفران ذنوب» و «قبول توبه» و «شدت عقاب» و «بخشش نعمتها»، مقدمهاى است براى تربيت نفوس و پرستش خداوند يگانهاى كه هيچ معبودى جز او نيست.
***
٢- در ميان اين اوصاف، «غافر الذنب» مقدم داشته شده و «ذى الطول» (صاحب نعمت و فضل) نيز در آخر آمده، و در اين ميان «شديد العقاب» است.
در حقيقت غضبش، در ميان دو رحمت قرار گرفته!، و از اين گذشته در كنار اين وصف كه حاكى از غضب خداوند است، سه وصف از اوصافش كه از رحمت او حكايت دارد بيان شده، و همه اينها دليل بر اين است كه، «رحمتش بر غضبش پيشى گرفته» است «يا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ».
***
٣- جمله «إِلَيْهِ الْمَصِيْرُ»، نه تنها اشاره به اين است كه بازگشت همه در قيامت به سوى او است، بلكه مطلق بودن آن از اين حكايت مىكند كه، بازگشت همه امور در اين جهان و آن جهان، به سوى او و سلسله همه موجودات به دست او است.
***
٤- قابل توجه اين كه، جمله «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ» كه به عنوان آخرين وصف آمده، و حكايت از مقام «توحيد عبوديت» و عدم شايستگى غير او براى پرستش مىكند، به عنوان آخرين صفت، و نتيجه نهائى بيان شده، و لذا در حديثى از «ابن عباس» آمده است كه، مىگويد: او «غافر الذنب» است براى كسى كه «لا إِلهَ الَّا اللّهُ» بگويد، «قابل التوب» است، براى كسى كه «لا إِلهَ إِلَّا اللّه» بگويد «شديد