تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٦
در آيه بعد به آن اشاره كرده، مىفرمايد: «و براى شما در آنها منافع قابل ملاحظهاى غير از اينها است» «وَ لَكُمْ فِيها مَنافِعُ».
از شير و پشم و پوست و ساير اجزاى آنها، استفاده مىكنيد و حتى فضولات بدن آنها نيز، در كشاورزى و غيره قابل استفاده است، خلاصه، در تمام وجود اين چهارپايان، چيزى بىمصرف نيست، تمام مفيد و سودمند است، حتى بعضى از مواد داروئى را از بدن چهارپايان مىگيرند.
(توجه داشته باشيد نكره بودن «منافع» براى بيان اهميت آن است).
سپس مىافزايد: «منظور ديگر از آفرينش آنها اين بوده است كه بر آنها سوار شويد و به مقاصدى كه در دل داريد برسيد» «وَ لِتَبْلُغُوا عَلَيْها حاجَةً فِي صُدُورِكُمْ».
بعضى از مفسران، اين جمله را به معنى حمل و نقل «بارها» به وسيله چهارپايان دانستهاند، كه در جملههاى قبل به آن اشاره نشده است، ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از «حاجَةً فِي صُدُورِكُمْ» (حاجتى كه در دل داريد) مقاصد شخصى، و غير عمومى باشد، مانند استفادههاى تفريحى، هجرت و سياحت، مسابقهها و گاه كسب ابهت و مانند آن.
و از آنجا كه اينها همه، وسيله مسافرت، در خشكى هستند، در پايان آيه مىافزايد: «و بر اين چهارپايان و بر كشتىها سوار مىشويد» «وَ عَلَيْها وَ عَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ». «١»
تعبير به «عَلَيْها» (بر چهارپايان) با اين كه قبلًا از آنها سخن به ميان آمده، مقدمهاى است براى ذكر «فُلْك» (كشتىها)، يعنى خداوند در صحرا و دريا