تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٩
بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ».
در آن روز، درهاى توبه بسته مىشود، راههاى بازگشت مسدود مىگردد، و نالهها و فريادها و شيونها به جائى نخواهد رسيد، آن روز است كه رهروان راه باطل، به روشنى مىبينند كه تمام سرمايههاى هستى خود را از كف داده و متاعى نخريدند، بلكه گرفتار خشم و غضب و كيفر دردناك الهى شدهاند، پس چرا اين همه اصرار دارند كه، آن روز غير قابل برگشت فرا رسد؟!
مطابق اين تفسير، آيه فوق، اشاره به «عذاب استيصال» است.
ولى جمعى از مفسران، اين آيه را اشاره به فرمان عذاب در قيامت دانستهاند، در آنجاست كه داورى حق در ميان همگان مىشود، و پيروان باطل به خسران و زيانكار بودن خود، از هر جهت آگاه مىشوند.
تعبير آيه ٢٧ سوره «جاثيه» نيز مؤيد اين تفسير است، آنجا كه مىفرمايد: وَ يَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَومَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ: «هنگامى كه قيامت برپا شود، در آن روز پيروان باطل خسارت مىبينند».
ولى تعبير به «امْرُ اللَّهِ»، و مانند آن، در آيات متعددى در مورد عذاب دنيا به كار رفته است. «١»
اين احتمال نيز وجود دارد كه، آيه معنى گستردهاى داشته باشد كه هم عذاب دنيا را شامل شود، و هم مجازات آخرت را، و در هر دو صحنه زيانكارى مبطلين آشكار مىشود.
قابل توجه اين كه، در حديثى مىخوانيم: در شهر «مدينه» دلقكى بود كه مردم را مىخنداند، و گاه اظهار مىداشت: اين مرد (امام سجاد على بن