تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٤
خود را به خدا واگذارد، در راحت ابدى و زندگى جاودانه پر بركت است، و كسى كه حقيقتاً كار خود را به خدا واگذارد، برتر از آن است كه به غير او بينديشد». «١»
«تفويض» چنان كه «راغب» در «مفردات» مىگويد: به معنى «رد كردن» است، بنابر اين، «تفويض امر به خدا» به معنى واگذار نمودن كار خويش به او است، نه به اين معنى كه انسان دست از تلاش و كوشش بردارد، كه اين به طور مسلم تحريفى است در معنى «تفويض»، بلكه به اين معنى است كه نهايت كوشش و تلاش و جهاد را به كار گيرد، و هنگامى كه در برابر موانع سخت قرار گرفت، وحشت نكند، دستپاچه نشود، و دلسرد نگردد، بلكه كار خود را به خدا واگذارد، و با عزمى راسخ به جهاد و تلاش ادامه دهد.
«تفويض» گر چه از نظر مفهوم، با «توكل» شباهت زيادى دارد، ولى مرحله اى برتر از آن است، چرا كه «حقيقت توكل» خدا را وكيل خويش دانستن است، ولى «تفويض» مفهومش واگذارى مطلق به او است، زيرا بسيار مىشود كه انسان وكيلى انتخاب مىكند ولى به نظارت خويش نيز ادامه مىدهد، اما در مقام تفويض هيچ نظرى از خود ندارد.
***
٣- عالم برزخ
«برزخ»، چنان كه از نامش پيدا است، عالمى است واسطه، در ميان اين جهان و جهان ديگر، در قرآن مجيد، به همان اندازه كه درباره عالم قيامت فراوان صحبت شده، درباره برزخ بحث كمى ديده مىشود، به همين دليل هالهاى از ابهام آن را فرا گرفته، و خصوصيات و جزئيات آن چندان روشن نيست.