تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٠
منظره آن همان است كه از روى زمين صاف، ديده مىشود بدون كمترين تغيير.
قابل توجه اين كه، فرعون در برابر موسى عليه السلام با گفتن اين سخنان و بيان اين دستور، يك گام عقبنشينى مىكند، و مىگويد: من مىخواهم درباره خداى موسى تحقيق كنم: «فَاطَّلَعَ الى الهِ مُوسى» و مىافزايد: «هر چند او را دروغگو گمان مىكنم» و به اين ترتيب از مرحله يقين به خلاف، به مرحله گمان و شك تنزل مىكند.
و نيز قابل توجه اين كه، قرآن با جمله «وَ كَذلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعُونَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبِيْلِ وَ ما كَيْدُ فِرْعَونَ الَّا فِي تَبابٍ»، نخست، ريشه اصلى انحراف فرعون را كه همان زينت يافتن اعمال زشتش در نظرش، به خاطر كبر و غرور و خودخواهى است، بيان مىدارد، سپس نتيجه آن را كه، گمراهى از طريق حق است.
و در مرحله سوم، شكست نهائى نقشههاى او را اعلام مىكند، سه جمله كوتاه با سه محتواى غنى.
مسلماً اين بازىهاى سياسى، براى مدت كوتاهى، مىتواند مؤثر واقع شود، ولى در دراز مدت، قطعاً با شكست روبرو خواهد شد.
در بعضى از روايات آمده است، «هامان» بناى «برج فرعونى» را آن قدر بالا برد كه، ديگر تندبادها اجازه ادامه كار، به بناها نمىدادند، نزد فرعون آمد و به او گفت: ديگر ما قادر نيستيم بر ارتفاع بنا بيفزائيم، و چيزى نگذشت كه تندباد سهمگينى وزيد و بنا را واژگون كرد. «١»
و معلوم شد تمام قدرتنمائى فرعون، به يك باد بند است!.