تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٤
سپس، براى اين كه خود را از هر گونه تعهد، و مسئوليت، خلاص كنيد و به خودكامگى و هوسرانى خويش ادامه دهيد، «هنگامى كه يوسف از دنيا رفت، گفتيد: هرگز خداوند بعد از او، رسولى مبعوث نخواهد كرد» «حَتَّى إِذا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْيَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا».
و به خاطر اين روش نادرستتان، مشمول هدايت الهى نشديد، آرى، «اينگونه خداوند هر اسرافكار ترديدكننده وسوسهگر را، گمراه مىكند» «كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ».
شما از يكسو، راه اسراف و تجاوز از حدود الهى را پيش گرفتيد، و از سوى ديگر، در همه چيز شك و ترديد و وسوسه نموديد، و اين دو كار، سبب شد كه خداوند دامنه لطفش را از شما بر گيرد، و شما را در وادى ضلالت، رها سازد، و جز اين سرنوشتى در انتظارتان نبود.
اكنون، هم اگر در برابر دعوت موسى همان روش را پيش گيريد، و به بحث و تحقيق نپردازيد، ممكن است او پيامبرى باشد از سوى خدا، اما نور هدايتش هرگز بر قلوب مستور و محجوب شما، نتابد.
***
آيه بعد، به معرفى «مسرفان مرتاب»، پرداخته مىگويد: «آنها كسانى هستند كه در آيات الهى بدون اين كه دليلى براى آنها آمده باشد، به مجادله برمىخيزند» «الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ». «١»
بى آن كه هيچ دليل روشنى، از عقل و نقل، براى سخنان خود داشته باشند، در برابر آيات بيّنات الهى، موضعگيرى مىكنند، و با احتمالات نيش غولى و