تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٥
و از سوى ديگر مايه غفلت و بيخبرى از ياد خدا و متاع غرور و مانند آن.
آيا اين دو گروه از آيات و روايات با هم تضاد دارند؟
پاسخ اين سؤال را در خود قرآن مىتوان يافت.
زيرا آنجا كه از دنيا و مواهبش، نكوهش مىكند، كسانى را مىگويد كه اين زندگى تنها هدفشان را تشكيل مىدهد، در سوره «نجم» آيه ٢٩ مىخوانيم: وَ لَمْيُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا: «كسانى كه جز زندگى دنيا را نخواهند».
به تعبير ديگر، سخن از كسانى است كه آخرت را به دنيا مىفروشند و براى رسيدن به ماديات از هيچ خلافكارى و جنايتى ابا ندارند.
در سوره «توبه» آيه ٣٨ مىخوانيم: أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْا خِرَةِ: «آيا راضى شديد كه زندگى دنيا را به جاى آخرت بپذيريد؟!
آيات مورد بحث، خود شاهد اين مدعا است، آنجا كه مىگويد: مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعاجِلَةَ ... يعنى تنها هدفشان همين زندگى زودگذر مادى است.
اصولًا، تعبير به «مزرعه» و يا «متجر» (تجارتخانه) و مانند آن خود شاهد زندهاى براى اين موضوع است.
كوتاه سخن اين كه: مواهب جهان مادى كه همه از نعمتهاى خدا است و حتماً وجودش در نظام خلقت لازم بوده و هست، اگر به عنوان وسيلهاى براى رسيدن به سعادت و تكامل معنوى انسان، مورد بهرهبردارى قرار گيرد، از هر نظر قابل تحسين است.
و اما اگر، به عنوان يك هدف و نه وسيله، مورد توجه قرار گيرد و از ارزشهاى معنوى و انسانى بريده شود- كه در اين هنگام طبعاً مايه غرور و غفلت و طغيان و سركشى و ظلم و بيدادگرى خواهد بود- درخور هر گونه نكوهش و مذمت است.
و چه زيبا فرموده است على عليه السلام در آن گفتار كوتاه و پرمغزش: مَنْ أَبْصَرَ بِها