تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦
«ما شب و روز را دو نشانه، از نشانههاى خود قرار داديم» «وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهارَ آيَتَيْنِ».
«سپس نشانه شب را محو، و نشانه روز را كه روشنىبخش است، به جاى آن قرار داديم» «فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً».
و از اين كار، دو هدف داشتيم: «نخست اين كه: از فضل پروردگارتان بهره گيريد» «لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ».
شبها به استراحت پردازيد، و روزها به تلاش و كوشش و كار، و در پرتو آن از مواهب الهى بهره گيريد.
هدف ديگر اين كه: «عدد سالها و حساب كارهاى زمانبندى شده خود را بدانيد» «وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ».
«و ما هر چيز را مشخص و روشن ساختيم» «وَ كُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْناهُ تَفْصِيلًا».
تا جاى هيچ گونه شبهه باقى نماند.
در اين كه: منظور از «آية الليل» و «آية النهار» خود شب و روز است كه هر كدام آيه و نشانهاى است از پروردگار، يا منظور از «آية الليل» قرص ماه، و «آية النهار» قرص خورشيد است؟ در ميان مفسران گفتگو است؟ «١»
اما دقت در خود آيه، نشان مىدهد: صحيح همان تفسير اول است؛ زيرا تعبير «وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهارَ آيَتَيْنِ» دليل بر آن است كه: هر كدام آيه و نشانهاى براى اثبات وجود خدا محسوب مىشود.
و منظور از محو آيه شب، آن است كه پردههاى تاريك و ظلمت بار شب در زير پوششى از نور و روشنائى روز محو و نابود مىگردد، و آنچه در دل شب پنهان گشته بود در پرتو روشنائى روز آشكار مىگردد، نه اين كه: قرص ماه را محو كرديم.