تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٠
همان عينيت خارجى است). «١»
از اين بحث، بگذريم: در ذيل آيه مورد بحث، نظر به گفتگوى مشركان در «مكّه» در رابطه با نماز پيامبر صلى الله عليه و آله و اين كه مىگفتند: او نماز خود را بلند مىخواند و ما را ناراحت مىكند، اين چه عبادتى است؟ اين چه برنامهاى است؟، به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مىدهد: «نمازت را زياد بلند مخوان، زياد هم آهسته مخوان، بلكه ميان اين دو راه اعتدال را انتخاب كن» «لاتَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لاتُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا».
بنابراين، آيه فوق، كارى به مسأله نمازهاى «جهريه» و «اخفاتيه» به اصطلاح معروف فقهى ندارد، بلكه، ناظر به افراط و تفريط در بلند خواندن و آهسته خواندن است.
مىگويد: نه بيش از حدّ بلند بخوان و فرياد بزن، و نه بيش از حدّ آهسته كه تنها حركت لبها مشخص شود، و صدائى به گوش نرسد.
شأن نزولى را كه بسيارى از مفسران از «ابن عباس» نقل كردهاند، نيز مؤيّد همين معنى است.
روايات متعددى كه از طرق اهل بيت عليهم السلام از امام باقر و امام صادق عليهما السلام در ذيل اين آيه آمده است نيز اشاره به همين تفسير مىكند. «٢»
بر اين اساس، تفسيرهاى ديگرى كه براى اين آيه ذكر شده است، همگى بيگانه از مطلب به نظر مىرسد.
اما اين كه: حدّ اعتدال در اينجا چگونه است؟ و جهر و اخفاتى كه از آن نهى شده، چه مىباشد؟ ظاهر اين است: «جهر» به معنى فرياد كشيدن، و «اخفات» به معنى آهسته خواندن مىباشد، آن چنان كه خود انسان هم نشنود.