تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢١
«مِراء»- به طورى كه «راغب» در «مفردات» مىگويد- در اصل، از مَرَيْتُ النَّاقَةَ: يعنى «پستان شتر را براى دوشيدن به دست گرفتم» گرفته شده است، سپس، به بحث و گفتگو پيرامون چيزى كه مورد شك و ترديد است اطلاق گرديده.
و بسيار مىشود كه: در گفتگوهاى لجاجتآميز، و دفاع از باطل به كار مىرود، ولى، ريشه اصلى آن محدود به اين معنى نيست، بلكه، هر نوع بحث و گفتگو را درباره هر مطلبى كه محل ترديد است شامل مىشود.
«ظاهر» به معنى غالب و مسلط و پيروز است.
بنابراين، جمله «فَلا تُمارِ فِيهِمْ إِلَّا مِراءً ظاهِراً» مفهومش اين است كه: آن چنان با آنها منطقى و مستدل، سخن بگو كه برترى منطق تو آشكار گردد.
اين احتمال را نيز بعضى در تفسير آيه گفتهاند كه: به طور «خصوصى» با مخالفان لجوج، بحث و گفتگو نكن؛ چرا كه هر چه بگوئى تحريفش مىكنند، بلكه آشكارا و در حضور مردم، گفتگو كن، تا نتوانند حقيقت را تحريف يا انكار نمايند.
ولى تفسير اول صحيحتر به نظر مىرسد.
به هر حال، مفهوم سخن اين است كه: تو بايد به اتكاء وحى الهى با آنها سخن بگوئى زيرا محكمترين دليل در اين زمينه، همين دليل است، «و بنابراين از احدى- از آنها كه بدون دليل سخن مىگويند- درباره تعداد اصحاب كهف سؤال نكن» «وَ لاتَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً».
***
آيه بعد، يك دستور كلّى به پيامبر صلى الله عليه و آله مىدهد كه: «هرگز نگو من فلان كار را فردا انجام مىدهم» «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً».
***