تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٢
حكومت عدل و داد است، منتها بايد براى اثبات رابطه خود با خدا به اندازه كافى معجزه ارائه دهند، همين و بس.
***
سپس، پيامبرش را در برابر سرسختى و لجاجت دشمنان دلدارى داده مىگويد: اگر آنها در مقابل سخنانت اين چنين لجاجت به خرج مىدهند و ايمان نمىآورند مطلب تازهاى نيست، «به خاطر بياور هنگامى را كه ما به تو گفتيم پروردگارت از وضع مردم به خوبى آگاه است و احاطه علمى به آنها دارد» «وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ».
هميشه، در برابر دعوت پيامبران، گروهى پاكدل ايمان آوردهاند، و گروهى متعصب و لجوج به بهانهجوئى، كارشكنى و دشمنى برخاستهاند، در گذشته چنين بوده، امروز نيز چنين است.
آنگاه اضافه مىكند: «ما رويائى را كه به تو نشان داديم تنها به عنوان آزمايش مردم بود» «وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ».
«همچنين شجره ملعونه را كه در قرآن به آن اشاره كردهايم، آن نيز آزمايشى براى مردم است» «وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ».
در مورد تفسير اين «رؤيا» و همچنين «شجره ملعونه» در نكات بحث خواهيم كرد.
در پايان مىافزايد: «ما اين كوردلان لجوج را از راههاى مختلف تخويف مىكنيم ولى برنامههاى سازنده چيزى جز طغيان و سركشى بر آنها نمىافزايد» «وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْياناً كَبِيراً».
چرا كه اگر دل و جان آدمى آماده پذيرش حق نباشد، نه تنها سخن حق در آن اثر نمىگذارد، بلكه، غالباً نتيجه معكوس مىدهد و به خاطر سرسختى و