تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٨
ستارگان آسمان پرداخت، صحنه شگفتانگيزى در برابر چشم او آشكار گرديد كه تا آن روز، هيچ انسان ديگرى نديده بود، او فهميد كشف مهمى كرده است و از آن روز به بعد، كليه مطالعه اسرار جهان بالا به دست انسان افتاد!
تا آن روز، انسان شبيه پروانهاى بود كه فقط چند شاخه اطراف خود را مىديد، اما هنگامى كه دوربين را به چشم گرفت، مقدار قابل ملاحظهاى از درختان اطراف خود را در اين جنگل بزرگ آفرينش، نيز مشاهده كرد.
اين مسأله به تكامل خود ادامه داد تا اين كه: دوربينهاى بزرگ نجومى ساخته شد كه قطر عدسى آنها پنج متر يا بيشتر بود، آنها را بر فراز كوههاى بلندى كه در منطقه مناسبى از نظر صافى هوا قرار داشت، نصب كردند، اين دوربينها كه مجموع دستگاه آنها گاهى به اندازه يك عمارت چند طبقه مىشد، عوالمى از جهان بالا را به انسان نشان داد كه، چشم عادى حتى يك هزارم آن را نديده بود.
حال فكر كنيد اگر روزى تكنولوژى بشر اجازه ساختمان دوربينهائى به قطر يك صد متر با تجهيزاتى به اندازه يك شهر دهد، چه عوالمى بر ما كشف خواهد شد؟!
اكنون اين سؤال پيش مىآيد: اگر اين دوربينها را از ما بگيريد به طور قطع بخشى، يا بخشهائى از معلومات و مشاهدات ما درباره آسمانها تعطيل خواهد شد، ولى آيا بيننده اصلى، ما هستيم يا دوربين است؟!
آيا دوربين و تلسكوپ، ابزار كار ما است كه به وسيله آن مىبينيم و يا فاعل كار و بيننده واقعى است؟!
در مورد مغز نيز هيچ كس انكار نمىكند كه بدون سلولهاى مغزى انجام تفكر و مانند آن ممكن نيست، ولى آيا مغز، ابزار كار روح است؟ يا خود روح؟!