تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٣
وحى الهى به تأخير افتاد، تا به پيامبر صلى الله عليه و آله در اين زمينه هشدار داده شود، و سرمشقى براى همه مردم باشد.
سپس، در تعقيب اين جمله، قرآن مىگويد: «هنگامى كه ياد خدا را فراموش كردى بعد كه متوجه شدى، پروردگارت را به خاطر بياور» «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ».
اشاره به اين كه: اگر به خاطر فراموشى، جمله «ان شاء اللّه» را به سخنانى كه از آينده خبر مىدهى، نيفزائى هر موقع به يادت آمد فوراً جبران كن، و بگو «ان شاء اللّه»، كه اين كار گذشته را جبران خواهد كرد.
«و بگو اميدوارم پروردگارم مرا به راهى روشنتر از اين هدايت كند» «وَ قُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِا قْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً».
***
نكتهها:
١- رجماً بالغيب
«رجم» در اصل، به معنى «سنگ يا پراندن سنگ» است، سپس به هر نوع تيراندازى اطلاق شده است، و گاه به معنى كنائى «متهم ساختن» يا «قضاوت به ظن و گمان» استعمال مىشود.
و كلمه «بالغيب» تأكيدى بر اين معنا است، يعنى: غائبانه قضاوت بى مأخذ درباره چيزى كردن.
اين تعبير، شبيه همان چيزى است كه در فارسى مىگوئيم: «تير در تاريكى انداختن» و از آنجا كه انداختن تير در تاريكى غالباً به هدف اصابت نمىكند، اين نوع قضاوتها غالباً درست از آب در نمىآيد.
***