تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٠
تفسير:
چگونه معاد ممكن است؟
در آيات گذشته ديديم: چگونه سرنوشت شومى در جهان ديگر در انتظار مجرمان است. سرنوشتى كه: هر انسان عاقلى را در انديشه فرو مىبرد، آيات مورد بحث، علت اين موضوع را به بيان ديگر تشريح مىكند.
نخست مىگويد: «اين كيفر آنها است به خاطر اين كه آيات ما را انكار كرده، گفتند: آيا هنگامى كه ما تبديل به استخوانهاى پوسيده، و خاكهاى پراكنده مىشويم، آيا بار ديگر آفرينش تازهاى خواهيم يافت»؟ «ذلِكَ جَزاؤُهُمْ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِآياتِنا وَ قالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً».
«رُفات» چنان كه «راغب» در «مفردات» مىگويد: به معنى چيزى است كه مىشكند، قطعه، قطعه و پراكنده مىگردد مانند كاه و امثال آن، ناگفته پيداست:
انسان در زير خاك، نخست تبديل به استخوانهاى پوسيده مىشود، سپس تبديل به خاك مىگردد و اين ذرات خاك نيز از هم متلاشى و پراكنده مىگردند.
***
قرآن بلافاصله، از اين گفتار آنها كه مسأله معاد جسمانى را با تعجب مىنگريستند و يا آن را غير ممكن مىپنداشتند، با بيان روشنى پاسخ داده، مىگويد: «آيا آنها نديدند خدائى كه آسمانها و زمين را آفريده قادر است مثل آنها را بيافريند»؟ «أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْا رْضَ قادِرٌ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ».
آنها نبايد عجله كنند، اين رستاخيز و قيامت، اگر چه دير آيد سرانجام مىآيد «خداوند براى آنها سرآمدى قطعى قرار داده است، و تا زمان موعود فرا نرسد قيامت بر پا نخواهد شد» «وَ جَعَلَ لَهُمْ أَجَلًا لارَيْبَ فِيهِ».