تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٠
بخشهائى درباره عملكردهاى منافقان. و مسائلى در مورد هيئتهائى كه از اقوام مختلف نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مىآمدند، و پيامبر صلى الله عليه و آله به فرمان الهى در برابر آنها اقدامهائى به عمل مىآورد، مىباشد.
آيا ممكن است: همه اينها روز اول نوشته شود؟
ثانياً، قرآن كتابى است كه: تنها جنبه تعليمى ندارد، بلكه حتماً مىبايست هر آيه آن، پس از نزول اجرا گردد، اگر همه قرآن يكجا نازل مىشد، بايد يكجا هم اجرا بشود، و مىدانيم يكجا اجرا شدن امرى محال بوده است؛ چرا كه اصلاح يك جامعه سر تا پا فاسد را در يك روز نمىتوان انجام داد، و كودك بيسوادى را نمىتوان يك روزه از كلاس اول به دوران دكترا كشاند.
به همين دليل قرآن تدريجاً نازل شد، تا به خوبى اجرا گردد، و به اصطلاح كاملًا جا بيفتد، دچار هيچ گونه تزلزل نگردد و جامعه نيز، قدرت جذب، پذيرش و حفظ آن را داشته باشد.
ثالثاً، خود پيامبر كه رهبر اين انقلاب بزرگ بود، بدون شك، اگر مىخواست فكر خود را در اجراى كل قرآن پخش كند، تا در اجراى جزء، جزء، دومى براى او قدرت و آمادگى بيشترى ايجاد مىكرد، درست است كه: او فرستاده خدا و صاحب عقل و توانائى بىنظيرى بود، ولى با همه اينها، پذيرش تدريجى قرآن و اجراى تدريجى آن، به صورت كاملترى انجام مىگرفت.
رابعاً، نزول تدريجى، مفهومش ارتباط دائمى پيامبر صلى الله عليه و آله با مبدأ وحى بود ولى، نزول دفعى ارتباط پيامبر صلى الله عليه و آله را بيش از يك بار تضمين نمىكرد.
ذيل آيه ٣٢ سوره «فرقان» كه مىگويد: كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا: «ما اين چنين قرآن را نازل كرديم، تا قلب تو را تثبيت كنيم و آن را تدريجاً و آرام بر تو خوانديم».