تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٣
فرزندان بى هويتى كه در چنين شرائطى متولد شوند، تحت پوشش حمايت كسى نيستند، نه در آغاز تولد و نه به هنگام بزرگ شدن.
از اين گذشته، از عنصر محبت كه نقش تعيين كنندهاى در مبارزه با جنايتها و خشونتها دارد، محروم مىشوند، و جامعه انسانى به يك جامعه كاملًا حيوانى توأم با خشونت در همه ابعاد، تبديل مىگردد.
٢- اين عمل ننگين سبب انواع برخوردها و كشمكشهاى فردى و اجتماعى در ميان هوسبازان است، داستانهائى را كه بعضى از چگونگى وضع داخل محلههاى بدنام، و مراكز فساد نقل كرده و نوشتهاند به خوبى بيانگر اين واقعيت است كه در كنار انحرافات جنسى، بدترين جنايات رخ مىدهد.
٣- تجربه نشان داده و علم ثابت كرده است كه: اين عمل باعث اشاعه انواع بيمارىها است و با تمام تشكيلاتى كه براى مبارزه با عواقب و آثار آن امروز فراهم كردهاند، باز آمار نشان مىدهد: تا چه اندازه افراد از اين راه سلامت خود را از دست داده و مىدهند.
٤- اين عمل، غالباً سبب سقط جنين و كشتن فرزندان و قطع نسل مىگردد؛ چرا كه چنين زنانى هرگز حاضر به نگهدارى اين گونه فرزندان نيستند، و اصولًا، وجود فرزند، مانع بزرگى بر سر راه ادامه اعمال شوم آنان مىباشد، لذا هميشه سعى مىكنند آنها را از ميان ببرند.
و اين فرضيه كاملًا موهوم كه مىتوان اين گونه فرزندان را در مؤسساتى زير نظر دولتها جمعآورى كرد، شكستش در عمل روشن شده، و ثابت گرديده كه پرورش فرزندان بى پدر و مادر، به اين صورت، چقدر مشكلات دارد، و تازه محصول بسيار نامرغوبى است، فرزندانى سنگدل، جنايتكار، بىشخصيت و فاقد همه چيز!