تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣
خدا پرستى بوده است.
٨- جمله «إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»- همان گونه كه گفتيم- اشاره به اين است كه: بخشش اين موهبت به پيامبر صلى الله عليه و آله بىحساب نبوده، بلكه به خاطر شايستگىهائى بوده كه بر اثر گفتار و كردارش، پيدا شد و خداوند از آن به خوبى آگاه بود.
٩- ضمناً كلمه «سُبْحان» دليلى است بر اين كه: اين برنامه پيامبر صلى الله عليه و آله خود نشانهاى بر پاك و منزّه بودن خداوند از هر عيب و نقص است.
١٠- كلمه «مِنْ» در «مِنْ آياتِنا» نشان مىدهد: آيات عظمت خداوند آن قدر زياد است كه: پيامبر صلى الله عليه و آله با تمام عظمتش در اين سفر پر عظمت، تنها گوشهاى از آن را مشاهده كرده است.
***
مسأله معراج
مشهور و معروف، در ميان دانشمندان اسلام اين است كه: پيامبر صلى الله عليه و آله به هنگامى كه در «مكّه» بود، در يك شب از مسجد الحرام به مسجد اقصى در بيتالمقدس به قدرت پروردگار آمد، و از آنجا به آسمانها صعود كرد، و آثار عظمت خدا را در پهنه آسمان مشاهده نمود و همان شب به «مكّه» بازگشت.
و نيز مشهور و معروف آن است كه: اين سير زمينى و آسمانى را با جسم و روح توأماً انجام داد.
ولى از آنجا كه اين يك موضوع فوق العاده شگرفى است، جمعى به توجيه آن پرداخته و آن را به معراج روحانى تفسير كردهاند كه چيزى شبيه يك خواب يا مكاشفه روحى خواهد بود، اما همان گونه كه گفتيم: اين موضوع كاملًا با ظواهر آيات، مخالف است؛ چرا كه ظاهر آيات، به مسأله جسمانى بودن گواهى