تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٩
همه جا او را متهم به ساحر بودن كردند.
و آمدن اسم مفعول به معنى فاعل در لغت عرب شبيه و نظير دارد مانند «مَشْئُوم» به معنى «شائم» كسى كه مايه بدبختى است، و «ميمون» به معنى «يامن» كسى كه مايه خوشبختى است.
ولى جمعى ديگر از مفسران «مَسْحُور» را به همان معنى مفعولى واگذاشتهاند، به معنى كسى كه سحر در او اثر گذاشته، چنان كه از آيه ٣٩ «ذاريات» استفاده مىشود كه: هم نسبت سحر به او دادند و هم جنون.
به هر حال اين روش هميشگى مستكبران است كه: مردان الهى را به خاطر نوآوريها، حركت بر ضد مسير جامعههاى فاسد، و همچنين نشان دادن خارق عادات، متهم به سحر و يا جنون مىكردند، تا در افكار مردم سادهدل نفوذ كنند و آنها را از گرد پيامبران پراكنده سازند.
***
اما موسى عليه السلام در برابر اين تهمت ناروا سكوت نكرد و با قاطعيت هر چه تمامتر «گفت: اى فرعون! تو به خوبى مىدانى كه اين آيات روشنى بخش را، جز پروردگار آسمانها و زمين، نازل نكرده است» «قالَ لَقَدْ عَلِمْتَ ما أَنْزَلَ هؤُلاءِ إِلَّا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْا رْضِ بَصائِرَ».
بنابراين، تو با علم، اطلاع و آگاهى حقايق را انكار مىكنى، تو به خوبى مىدانى كه اينها از طرف خدا است، و من هم مىدانم كه مىدانى!.
اينها «بصائر» است، دلائلى است آشكار كه به وسيله آن مردم راه حق را پيدا كنند و براى پيمودن جاده سعادت، بصيرت مىيابند.
و به همين دليل، چون حق را دانسته انكار مىكنى «من فكر مىكنم اى فرعون! تو سرانجام هلاك خواهى شد» «وَ إِنِّي لَا ظُنُّكَ يا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً».