تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١
بدون شك، از جنس كتاب، دفتر و نامههاى معمولى، نيست، و لذا بعضى از مفسران گفتهاند: اين نامه عمل، چيزى جز «روح انسان» نمىباشد كه آثار همه اعمال در آن ثبت است؛ «١» زيرا ما هر عملى انجام مىدهيم، خواه ناخواه اثرى در روح و جان ما مىگذارد.
يا اين كه: اين نامه عمل، اعضاى پيكر ما حتى پوست تن ما، و از آن بالاتر زمين و هوا و فضائى است كه در آن اعمال خود را انجام مىدهيم، چرا كه اعمال ما گذشته از اين كه: در جسم و همه ذرات پيكر ما نقش مىبندند، در هوا و زمين منعكس مىشوند.
گر چه، اين آثار براى ما در اين دنيا محسوس و درك كردنى نيست، اما بدون شك، وجود دارد، و روزى كه در آن روز، ديد تازهاى پيدا مىكنيم، همه اينها را مىبينيم و مىخوانيم.
تعبير به «خواندن» هرگز نبايد ما را از آنچه در تفسير بالا ذكر شد، منحرف سازد، زيرا خواندن نيز، مفهوم وسيعى دارد كه، هر گونه مشاهده را در معنى وسيعش جاى مىدهد، مثلًا در تعبيرات روزمره گاه، مىگوئيم: در چشمهاى او خواندم كه چه تصميمى دارد و يا فلان عمل را كه از فلانى سر زد، بقيهاش را خواندم، همچنين، تعبير به خواندن، در مورد عكسهائى كه از بيماران مىگيرند نيز امروز رائج است.
روى همين جهت است كه: در آيات فوق خوانديم، خطوط اين نامه عمل به هيچ وجه قابل انكار نيست، زيرا آثار واقعى و تكوينى خود عمل است، درست مانند صداى ضبط شده انسان، يا عكسى كه از او گرفتهاند و يا اثر انگشت او.
***