تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤
١٦ وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً
١٧ وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوحٍ وَ كَفى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً
ترجمه:
١٦- و هنگامى كه بخواهيم شهرى را هلاك كنيم، اوامر خود را براى خوشگذرانان آنجا، بيان مىداريم، هنگامى كه مخالفت كردند و استحقاق مجازات يافتند، آنها را در هم مىكوبيم.
١٧- چه بسيار مردمى كه در قرون بعد از نوح، زندگى مىكردند؛ آنها را هلاك كرديم! و كافى است كه پروردگارت از گناهان بندگانش آگاه، و نسبت به آن بيناست.
تفسير:
مراحل چهارگانه مجازات الهى
در تعقيب آخرين آيه بحث گذشته كه خاطر نشان مىكرد: «هرگز فرد يا گروهى را بدون بعث رسولان و بيان دستورات خود، مجازات نمىكنيم» در نخستين آيه مورد بحث، همين اصل اساسى به صورت ديگرى تعقيب شده است، مىگويد:
«هنگامى كه ما تصميم بر هلاكت قومى بگيريم، نخست اوامر خود را براى مترفين و سردمداران آنها بيان مىكنيم، سپس هنگامى كه به مخالفت و خروج از