تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦١
مركز تفريحى داشته باشند) آداب و رسومشان كاملًا متفاوت، و حتى قبرستانهايشان هم، از هم جدا بوده است!.
اين جدائى كه بر خلاف روح بشريت، و روح تمام قوانين آسمانى است، براى هيچ مرد الهى قابل تحمل نبوده و نيست، در جامعه جاهلى عرب اين وضع، به شدت حكومت مىكرد، تا آنجا كه گاهى بزرگترين عيب پيامبر صلى الله عليه و آله را اين مىدانستند كه: سلمانها و ابوذرهاى پابرهنه و تهيدست، (اما با دلهائى مملوّ از ايمان و عشق به خدا و شهامت و ايثار) دور او را گرفتهاند.
در جامعه جاهلى زمان نوح عليه السلام نيز اشراف بتپرست، به نوح همين ايراد را مىكردند كه: چرا- به تعبير آنها- «اراذل»! از تو پيروى كردهاند؟ (اراذل به معنى پستها! چرا كه اين كوردلان مقياس بزرگى و پستى را درهم و دينار مىپنداشتند) (فَقالَ الْمَلَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما نَراكَ إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا وَ ما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَراذِلُنا). «١»
و ديديم كه چگونه گروهى از اين خودپرستان بىايمان، حتى از نشستن در كنار تهيدستان با ايمان، و لو براى چند لحظه، ابا داشتند، و نيز در تاريخ اسلام خواندهايم كه: چگونه پيامبر صلى الله عليه و آله با كنار زدن گروه اول، و ميدان دادن به گروه دوم، جامعهاى ساخت به معنى واقعى كلمه، «توحيدى».
جامعهاى كه استعدادهاى نهفته در آن شكوفا گشت، و ملاك ارزش و شخصيت، نبوغها و ارزشهاى انسانى، تقوا، دانش، ايمان، جهاد و عمل صالح بود.
و امروز هم تا كوشش براى ساختن چنين جامعهاى نكنيم، و با الگو گرفتن از برنامه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، فكر طبقاتى را از طريق تعليم و تربيت، و تنظيم قوانين صحيح و اجراى دقيق آنها از مغزها بيرون نكنيم- هر چند استكبار