تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢
داشته باشند، ولى در مقايسه با اشتباهاتشان، و در مقايسه مجموع آنها با قرآن روشن مىشود اين آئين، از همه مستقيمتر، صافتر و با ساختمان روح و جسم و جان انسان هماهنگتر و به همين دليل پابرجاتر است.
ثالثاً- همان گونه كه سابقاً هم اشاره كردهايم، «افعل تفضيل»، هميشه، دليل بر اين نيست كه: طرف مقايسه، حتماً سهمى از آن مفهوم را دارا است، چنان كه در قرآن مجيد مىخوانيم: أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى: «آيا كسى كه به سوى حق دعوت مىكند، شايستهتر براى رهبرى است، يا آن كس كه راهى به حق ندارد مگر اين كه او را رهبرى كنند»؟ «١»
ضمناً توجه به اين نكته لازم است كه: با در نظر گرفتن اين معنى كه يكى از معانى «اقوم» ثابتتر و پابرجاتر است، و با در نظر گرفتن اين كه: طرف مقايسه در عبارت، ذكر نشده، و به اصطلاح «حذف متعلق دليل بر عموم است» روشن مىشود: اين آيه از آياتى است كه اشارهاى به مسأله خاتميت اسلام و پيامبر نيز دارد، چرا كه مىگويد: اين آئين از همه آئينها ثابتتر و پابرجاتر است (دقت كنيد).
آن گاه، از آنجا كه موضعگيرىهاى مردم در برابر اين نامه مستقيم الهى مختلف است، به دو نوع موضعگيرى مشخص و نتائج آن اشاره كرده مىفرمايد:
«اين قرآن به مؤمنانى كه عمل صالح انجام مىدهند، مژده مىدهد كه: براى آنان پاداش بزرگى است» «وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً».
***
«و به آنها كه ايمان به آخرت و دادگاه بزرگش نمىآورند (و طبعاً عمل