تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٤
نمىدانستند: بالاتر از قدرت آنها قدرت خداوند بزرگى است كه آنان در برابر ارادهاش، بسيار ضعيف و ناتوانند.
پس از آن قرآن هشدار مىدهد: «اگر آنها چنين كارى را انجام مىدادند، بعد از تو جز مدت كوتاهى درنگ نمىكردند» «وَ إِذاً لايَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلَّا قَلِيلًا».
و به زودى نابود مىشدند؛ زيرا اين گناه بسيار عظيمى است كه: مردم، رهبر دلسوز و نجاتبخششان را، از شهر خود بيرون كنند، و به اين ترتيب، بزرگترين نعمت الهى را كفران نمايند، چنين جمعيتى، ديگر حق حيات نخواهند داشت، و مجازات نابود كننده الهى به سراغشان خواهد آمد.
***
در آيه بعد، مىفرمايد: اين تنها مربوط به مشركان عرب نيست: «اين سنت پيامبرانى است كه پيش از تو فرستاديم، و سنت ما هرگز تغييرپذير نخواهد بود» «سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلًا».
اين سنّت از يك منطق روشن سرچشمه مىگيرد، و آن اين كه: چنين قوم ناسپاسى كه چراغ هدايت خود را مىشكنند، سنگر نجات خويش را ويران مىكنند، و طبيب دردهاى جانكاهشان را مىآزارند.
آرى، چنين قومى ديگر لايق رحمت الهى نيستند، و مجازات، آنها را فرا خواهد گرفت، و مىدانيم خداوند تبعيضى در ميان بندگانش قائل نيست، يعنى در مقابل اعمال يكسان (با شرايط يكسان) مجازات يكسان، قائل مىشود.
و اين است: معنى عدم تخلف سنّتهاى پروردگار، به عكس سنّتهاى انسانهاى خودكامه، كه يك روز منافعشان ايجاب مىكند، سنّتى را وضع كنند، و فردا كه منافعشان غير آن را اقتضا كند، آن را حذف نموده حتى گاهى ضدش را به جايش مىنشانند.