تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٢
اما طبق تفسير دوم، مفهومش چنين است: گمان نكنيد كه شما مؤمنان، تنها اهل نجاتيد و ديگران اهل دوزخند، خدا از اعمال شما و دلهاى شما آگاهتر است، اگر بخواهد به خاطر گناهانتان شما را مجازات مىكند و اگر بخواهد مشمول رحمت مىسازد، كمى به حال خود بينديشيد و درباره خود و ديگران عادلانهتر قضاوت كنيد.
به هر حال، در پايان آيه، روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده، و به عنوان دلدارى و پيشگيرى از ناراحتى فوق العاده پيامبر صلى الله عليه و آله از عدم ايمان مشركان، مىفرمايد: «ما تو را وكيل بر آنها نساختهايم كه ملزم باشى حتماً آنها ايمان بياورند» «وَ ما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا».
وظيفه تو ابلاغ آشكار و دعوت مجدّانه به سوى حق است، اگر ايمان آوردند چه بهتر، و گرنه زيانى به تو نخواهد رسيد، تو وظيفه خود را انجام دادهاى!
گر چه، مخاطب در اين جمله شخص پيامبر صلى الله عليه و آله است، ولى بعيد نيست- مانند بسيارى ديگر از خطابهاى قرآن- هدف همه مؤمنان باشند، در اين صورت، قرينه ديگرى خواهد بود بر تفسير دوم؛ چرا كه قرآن مىگويد: وظيفه شما مسلمين دعوت به حق است، خواه ايمان بياورند يا نه، بنابراين، جوش و خروش بى حدّ، كه موجب توسل به خشونت در سخن، و هتاكى و توهين شود، دليلى ندارد.
***
آيه بعد، سخن را از اين فراتر برده مىگويد: خدا تنها آگاه از حال شما نيست بلكه: «پروردگارت نسبت به حال همه كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، از همه آگاهتر است» «وَ رَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْا رْضِ».
آنگاه اضافه مىكند: «ما بعضى از پيامبران را بر بعض ديگرى فضيلت بخشيديم و به داود كتاب زبور داديم» «وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْضٍ وَ