تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٠
بخشيديم».
و در پايان آيات، نيز خوانديم كه: آنها در انتظار نشر رحمت الهى و يافتن راه نجات بودند.
آيات ديگر قرآن نيز، اين حقيقت را به روشنى تأييد مىكند، مگر نه اين است كه: «اگر انسان براى خدا مجاهده كند، خدا او را به راه حق هدايت مىنمايد»؟ (وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا). «١»
و نيز در سوره «محمّد» صلى الله عليه و آله آيه ١٧ مىخوانيم:
وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً:
«آنها كه راه هدايت را پوئيدند خدا بر هدايتشان مىافزايد».
مىدانيم راه حق راهى است با موانع بسيار، و دشوارىهاى فراوان كه اگر لطف خدا شامل حال انسان نشود، پيمودن آن تا وصول به مقصد كار مشكلى است.
اين را هم مىدانيم كه: لطف خداوند بالاتر از آن است كه بنده حقجو و حقطلبش را در اين مسير تك و تنها بگذارد.
***
٣- پناهگاهى به نام غار
الف و لام در كلمه «الكهف» شايد اشاره به اين باشد كه آنها غار معينى را در نقطه دور دستى در نظر گرفته بودند كه: اگر تبليغات توحيديشان به ثمر نرسد، براى نجات خود از آن محيط آلوده و تاريك، به آن غار پناه برند.
«كهف» كلمه پر مفهومى است كه همان بازگشت به ابتدائىترين نوع زندگى بشر را به خاطر مىآورد، محيطى كه در آن نور و روشنائى نيست، و شبهاى