تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٦
اين تعبير، همانند آن است كه ما افرادى را براى انجام يك كار خير قابل توجهى، دعوت كنيم، و با انواع استدلالات اهميت موضوع را گوشزد نمائيم، اما عدهاى بپذيرند، و عدهاى مخالفت كنند، در اينجا مىگوئيم: همه كس لايق انجام چنين كارى نيست!
نطفه پاك ببايد كه شود قابل فيض ورنه هر سنگ و گلى لؤلؤ و مرجان نشود!
اين يك واقعيت است كه: هر دلى لايق نور حق نيست، و هر سرى جاى سوداى او نمىباشد.
به علاوه، اين سخن اثر تحريك كننده در شنونده دارد، و بسيار مىشود كه:
او براى اثبات لياقت خود، دست از لجاجت برمىدارد و تسليم حق مىشود.
اين را نيز بارها گفتهايم كه: هدايت و ضلالت الهى، هرگز جنبه جبرى ندارد، بلكه، اثر مستقيم اعمال و صفات خود انسان است:
آنها كه در راه او به جهاد برمىخيزند و براى رسيدن به حق، همه گونه فداكارى مىكنند، مسلماً شايسته آنند كه: مشمول هدايت او شوند «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا». «١»
و اما آنها كه با پيمودن راه عناد، لجاج و آلوده شدن به هر گونه ظلم، فساد و گناه شايستگى را در خود كشته، و مستحق سلب توفيق و گمراهى شدهاند مسلماً اين افراد را گمراه مىسازد، چنان كه مىفرمايد: «وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ» «٢» «وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ» «٣» «كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ». «٤»
اما اين كه: «اولياء» به صورت جمع ذكر شده، ممكن است اشاره به تعدد خدايان پندارى، و يا تنوع وسائل و اسبابهائى باشد كه آنها به آن پناه مىبردند،