تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٤
گمشدهاى كه موسى عليه السلام مأمور يافتن آن بود، در سرنوشتش بسيار اثر داشت و فصل تازهاى در زندگانى او مىگشود.
آرى، او به دنبال مرد عالم و دانشمندى مىگشت كه: مىتوانست حجابها و پردههائى را از جلو چشمش كنار زند، حقايق تازهاى را به او نشان دهد، و درهاى علوم و دانشهائى را به رويش بگشايد.
و به زودى خواهيم ديد كه: او براى پيدا كردن محل اين عالم بزرگ، نشانهاى در دست داشت و به دنبال آن نشانه در حركت بود.
***
به هر حال «هنگامى كه به محل پيوند آن دو دريا، رسيدند ماهىاى را كه همراه داشتند فراموش كردند» «فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما».
«اما عجب اين كه: ماهى راه خود را در دريا پيش گرفت و روان شد» «فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً». «١»
در اين كه: آيا اين ماهى كه ظاهراً به عنوان غذا تهيه كرده بودند، ماهى بريان يا نمكزده يا ماهى تازه بوده كه معجزآسا زنده شد و در آب پريد و حركت كرد، ميان مفسران گفتگو بسيار است.
در پارهاى از كتب تفاسير نيز، سخن از وجود چشمه آب حيات در آن منطقه و پاشيده شدن مقدارى از آن بر ماهى، و جان گرفتن ماهى، به ميان آمده، ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه: ماهى هنوز كاملًا نمرده بود؛ زيرا هستند ماهىهائى كه بعد از خارج شدن از آب مدت قابل ملاحظهاى به صورت نيمه جان باقى مىمانند، و اگر در اين مدت در آب بيفتند، حيات عادى خود را از سر