تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٥
اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ».
«و لشگر سواره و پيادهات را به سوى آنها گسيل دار»! «وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ».
«و در اموال و فرزندان آنها شركت جوى»! «وَ شارِكْهُمْ فِي الْا مْوالِ وَ الْاوْلادِ».
«و با وعدههاى دروغينت آنها را بفريب»! «وَعِدْهُمْ».
سپس، هشدار مىدهد كه: «شيطان جز فريب، نيرنگ و غرور، وعدهاى نمىدهد» «وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً».
***
ولى بدان كه «سلطهاى بر بندگان من نخواهى داشت» «إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ».
«همين قدر كافى است كه پروردگارت ولىّ و حافظ اين بندگان است» «وَ كَفى بِرَبِّكَ وَكِيلًا».
***
نكتهها:
١- معنى چند لغت
«اسْتَفْزِزْ» از ماده «استفزاز» به معنى تحريك و برانگيختن است، تحريكى سريع و ساده، ولى، در اصل، به معنى قطع و بريدن چيزى است، لذا هر گاه پارچه يا لباسى پاره شود، عرب مىگويد: «تفزز الثَّوْب».
استعمال اين لغت در معنى تحريك و برانگيختن به خاطر بريدن كسى از حق و كشاندن او به سوى باطل است.
«أَجْلِب» از ماده «اجلاب» در اصل از «جلبه» به معنى فرياد شديد است، و