تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥١
اشاره به سومين فلسفه مىكند، در حالى كه آيه مورد بحث ما، بيشتر به دومين فلسفه اشاره دارد: ولى به هر حال مجموعه اين عوامل، دليل زنده و روشنى است بر نزول تدريجى قرآن و فلسفه آن.
***
آيه بعد، براى درهم شكستن غرور مخالفان نادان، مىگويد: «مىخواهيد ايمان بياوريد، مىخواهيد نياوريد، آنها كه پيش از اين، علم و دانش به آنها داده شده است، هنگامى كه: قرآن بر آنان خوانده مىشود، با تمام صورت به خاك مىافتند» و سر تسليم در برابر آن فرود مىآورند «قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاتُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْا ذْقانِ سُجَّداً».
***
به چند نكته بايد توجه كرد:
١- مفسران، معمولًا معتقدند: جمله (آمِنُوا بِهِ أَوْ لاتُؤْمِنُوا) «ايمان بياوريد يا نياوريد» دنباله محذوفى دارد كه از قرينه كلام روشن مىشود؛ اين دنباله را به گونههاى مختلفى ذكر كردهاند:
بعضى گفتهاند: منظور اين است: شما چه ايمان بياوريد و چه نياوريد، اعجاز قرآن و استنادش به خدا روشن است.
بعضى ديگر گفتهاند: مكمّل جمله، اين بوده: شما ايمان بياوريد، يا نياوريد، نفع و ضررش متوجه خودتان است.
ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه: جمله بعد از آن مكمّل جمله قبل است، چنان كه نظير آن را در زبان فارسى داريم، مىگوئيم: تو مىخواهى سخن مرا بپذير يا نپذير، آنها كه اهل دانش و فهمند مىپذيرند، كنايه از اين كه: علت عدم پذيرش تو، عدم آگاهى و دانش تو است، اگر دانشى مىداشتى، مىپذيرفتى.