تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤١
حفظ كنند، و تقويت دستگاه ظلم و جور و كفر و شرك ننمايند. «١»
ج: «تقيّه»- به معنى سازندهاش- درس ديگر اين داستان است، آنها اصرار داشتند وضعشان براى مردم شهر، روشن نشود و همچنان در پرده اسرار بماند، مبادا بيهوده جانشان را از دست دهند، و يا به اجبار آنها را به همان محيط فاسد بازگردانند.
مىدانيم: تقيّه، چيزى جز اين نيست كه انسان موضع واقعى خود را در جائى كه افشاگرى بى نتيجه است، مكتوم دارد تا نيروى خود را براى موقع مبارزه و ضربه زدن بر دشمن حفظ كند. «٢»
د: عدم تفاوت در ميان انسانها در مسير اللّه و قرار گرفتن «وزير» در كنار «چوپان» و حتى، سگ پاسبانى كه راه آنها را مىسپرد، درس ديگرى در اين زمينه است، تا روشن شود، امتيازات دنياى مادى، و مقامات مختلف آن، كمترين تأثيرى در جدا كردن صفوف رهروان راه حق، ندارد كه راه حق راه توحيد است و راه توحيد، راه يگانگى همه انسانها است.
ه: امدادهاى شگفتآور الهى، به هنگام بروز بحرانها نتيجه ديگرى است كه به ما مىآموزد، ديديم: چگونه خداوند «اصحاب كهف» را براى نجات از آن شرائط نامطلوب اجتماعى، سالها در خواب عميق فرو برد، و در زمان مساعدى از خواب بيدار كرد، زمانى كه از آنها به عنوان جمعى از قهرمانان راه